مدیریت دولتی گرایش تشکیلات و روشها

مدل طراحی سازمان متناسب با عصر اطلاعات

http://uplod.ir/a6pm1ss4mdsj/_________________________________.docx.htm


تحلیل مدل چهره های نوظهور سازمان در قرن بیست ویکم

 

تحلیل فرایند طراحی مدل سازمان عصر اطلاعات

مدیریت دولتی گرایش تشکیلات و روشها

 

اولین چهره سازمان عصر اطلاعات سازمان روایت گر می باشد و روایتگری به عبارتی متد جدید یادگیری می باشد چون کارکنان سازمانها یه آن اندازه علم ندارند که تئوری را به عمل تبدیل کنند. واین چهره عملاً وجود خارجی ندارد در پایین ترین سطح قرار می گیردو عملاً نوعی یادگیری بحساب می آیدکه پیش نیاز سازمان یادگیرنده در نظر گرفته شده است .

سازمان یادگیرنده زیربنای سازمان مربی گرا و خردگرا و دانش بنیان می باشدچون در تعریف سازمان مربی گرا بیان شده است به دنبال ارتقاء سطح عملکرد از طریق ارتقاء یادگیری می باشد.ضمناً در تعریف سازمان خرد گرا بیان شده هدایت و جهت دادن به کارهای انسانی خرد می باشدو خرد سازمانی از طریق آموزش و یادگیری تقویت شده و بعد از کسب خرد ، سازمان توانمند می گردد.

در مزایا سازمان تیم محور قید شده است که تبدیل شدن به  سازمان خلاق و تبدیل شدن به سازمان یادگیرنده می باشد. ( ص 40 )

سازمان مجازی و سازمان کارآفرین بدلیل اینکه با تکنولوژی های نوین و پویا به نوعی در ارتباط می باشندو هر لحظه در حال تکامل و تغییر و پوست اندازی می باشند     پیش نیاز آنها سازمان خلاق می باشد.

سازمان ارزش بنیان برای انجام کار بصورت تیمی تاکید داردو تیم محوری پیش نیاز سازمان ارزش بنیان می باشد. و یکی از چالشهای ارزش بنیان سازمان تیم محوربودن است. (ص 64)

فضیلت گرا سازمانی است که از عوامل توانمند ساز جهت پرورش و بقاء فضیلت گرایی رقم می زند، سرو کاردارد . (ص 83) در سازمان فضیلت گرا، فضیلت منجر به وفاداری و ماندگاری مشتریان می شود و به این دلیل خدماتی با کیفیت بالا توسط کارکنان توانمند شده و با انگیزه ارائه می شودکه مرتبط با منعویت می باشد.و از منشور اخلاقی در حد فضیلت بیان شده است .

سازمان کثرت گرا جهت نیل به اهداف متعارض باید ایجاد فرهنگی یادگیرنده نمایند.(ص151 )

در سازمان اخلاق به مسئولیت پذیری بعنوان یکی از شش ارزش اخلاقی تاکیده شده و باز در سطوح هفت گانه این سازمان به مسئولیت پذیری اجتماعی اشاره شده است .

سازمان مسئولیت پذیر اجتماعی به نوعی با سازمان ازش محور بارویکرد اسلامی و حمایت گر و اعتماد ساز و سالم و متعالی در ارتباط می باشند زیرا شالوده و اساس این شش چهره با معنویات و ارزشها و نگرشها و اعتقادات و باورها در ارتباط می باشد و در یک سطح در نظر گرفته شده است .

اثر بخشی سازمان ایجاد تعادل بین اهداف سازمانی و اهداف اجتماعی می باشدو اسساً هدف محور بوده ودارای ماموریت می باشد و به نوعی با آینده در ارتباط می باشدکه به نوعیزیر بنای  سازمان آینده گرا می باشد.

سازمان آینده گرا از طریق پیش بینی تحولات آتی عملیات خود را طراحی می نماید. پویای محیط و پیچیده و انعطاف پذیری از مشخصات چهره جدید سازمان عصر اطلاعات می باشد که زیر بنای سازمان چابک می باشد.

یکی از ویژگی های مهم سازمان عصر اطلاعات  چابکی می باشد که در بالاترین حد مدل قرار گرفته است.

 


مدل طراحی و ایجاد سازمان متناسب با عصر اطلاعات

 

جملات ناب چهره های نوظهور سازمان در قرن بیست ویکم

مدیریت دولتی گرایش تشکیلات و روشها

جلد یک

سازمان مربی گرا:

سازمان مربی گرا سازمانی است که مدیر همچون مربی و کارمند همچون بازیکن و سازمان همچون محیط بازی ایفای نقش می نماید و به منظور کسب نتایج مورد انتظار در فرایند سازماندهی خود نهادینه می گردد و زمینه ی لازم برای اجرای آن زمینه فرهنگی و کسب و کار و مدیریت منابع انسانی می باشد. (ص 1، جلد 1)

 

سازمان ارزش بنیان:

ارزش بنیان سازمانی است که متعهد به ارائه ی ارزش به تمامی ذینفعان و نه برخی از آنها، متعهد به ارائه ی ارزش به طیف دریافت کننده آن در همه وقت و نه پاره ای از اوقات است. (ص 53، جلد 1)

 

 

سازمان فضیلت گرا:

سازمانی است که به فضایل توجه دارد و آنها را در خود نهادینه می کند ورودی فعالیت های شرافتمندانه و وارسته تمرکز دارد و مستلزم رهبری آرمانی و مدیریت ماهرانه و نیز ساختارها، برنامه ها و فعالیت های خوب سازمان یافته است و طراحی چنین سازمانی مستلزم این است که مدیران و کارکنان به یکدیگر احترام گذاشته و ارزش یکدیگر را محترم شمارند. (ص 85، جلد 1)

سازمان اخلاق گرا:

سلامت اداری می تواند به عنوان پیامد رعایت و فساد اداری به عنوان پیامد عدم رعایت ارزش ها و اصول اخلاقی در سازمان انگاشته شود. (ص 114، جلد 1)

 

سازمان کثرت گرا:

کثرت گرایا ایده ای است که در آن بیشتر از یک حقیقت برای تحقق موضوعات متصور است و درگیر نمودن گروهکهای زیادی از نوار با مدل های ذهنی و علایق سیاسی متفاوت  در درون و برون سازمان که هر یک دارای سلائق قانونی متفاوتند.              (ص 145، جلد 1)

سازمان معنویت گرا:

اگر نگرش فرد به سمت مثبت گرایش پیدا کند منجر به دوستی و عشق خواهد شد و اگر به سمت منفی گرایش پیدا کند منجر به دشمنی و تنفر خواهد شد. افراد معنویت گرا همواره نگرش مثبت داشته و همه کس و همه چیز را دوست دارند. (ص 193، جلد 1)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   جملات ناب چهره های نوظهور سازمان در قرن بیست ویکم

جلد دو

سازمان مسئولیت پذیر اجتماعی:

دو معیار سنجش مسئولیت اجتماعی پاسخگویی و شفافیت می باشد که پاسخگویی معیاری است که مشخص می کند یک سازمان تا چه حد در برابر ملاحظات اجتماعی و محیطی مسئول است و شفافیت عبارت است از معیاری بر ارائه ی اطلاعات اثرگذار بر جامعه و محیط زیست از سوی سازمان ها و شرکت ها تاکید دارند(ص7،  جلد 2)

سازمان چابک:

سازمانی است که در  برابر فرصت های پایدار شده در محیط واکنشی سریع و به موقع از خود نشان می دهد و انعطاف پذیر است نسبت به شرایط متغیر بازار با سرعت بالای واکنش نشان دهد و از فرصت نهفته در تغییرات استفاده نماید. (ص32،  جلد 2)

سازمان اثربخشی:

امروزه جنگی از تئوری سازمان وجود دارد. درباری اثربخشی صادق است.(ص63،  جلد 2)

 

سازمان توانمندساز:

سازمانی که کارکنان آن به آسانی با یکدیگر تعامل برقرار می کنند و به واسطه ی این تعاملات از همدیگر یاد می گیرند و به واسطه ی این یادگیری قابلیت جدیدی برای عمل کردن در جهت کسب سود بیشتر به دست می آورند. (ص127،  جلد 2)

سازمان خلاق:

طوفان مغزی اجرای یک تکنیک گردهمایی که از طریق آن گروهی می کوشند راه حلی برای یک مسئله ی بخصوص با انباشتن تمام ایده هایی که در جا به وسیله ی اعضا ارائه می گردد بیابند. (ص127،  جلد 2)

سازمان یادگیرنده:

یادگیری سازمانی فرایندی است که به موجب آن اطلاعات مورد نیاز جمع آوری تجزیه و تحلیل و در حافظه سازمانی ذخیره می گردد. هنگامی که سازمان از آن چه که یاد گرفته است در ذخایر دانشی و حافظه های سازمانی خود ذخیره نموده است در عمل استفاده می کند. این سازمان به سازمانی یادگیرنده تبدیل می شود. (ص179،  جلد 2)

 

 

جملات ناب چهره های نوظهور سازمان در قرن بیست ویکم

جلد سه

سازمان ارزش محور با رویکرد اسلامی:     

ارزش اسلامی، از وحی و عملکرد و سیره ی معصومین (ع) گرفته شده است، که هر فرد مسلمان میتواند و ملکلف است آنها را دنبال کند، ایمان، اخلاص، احسان، صداقت، عمل صالح، اداری امانت، امر به معروف و نهی از منکر، سعی و تلاش  از جمله ارزش هایی است که رفتار و عملکرد فرد مومن را رقم می زند. (ص14،  جلد 3)

سازمان تیم محور :

مدیرانی که امروز روی چالش ها کار می کنند و خود و نهادهای خود را برای رویارویی با چالش های جدید آماده می کنند، رهبران آینده بوده و در غیر این صورت عقب خواهند  افتاد و هرگزنخواهند توانست این عقب ماندگی را جبران کنند.           (ص14،  جلد 3)

 

 

سازمان حمایت گرا:

کارکنان با ارزش ترین دارای هر سازمان هستند. سازمان ها برای اینکه وظایف خود را به طور موفقیت امیز انجام دهند نیاز دارند تا کارکنان خود را با انگیزه، فعال و پر انرژی نگه دارند. (ص58،  جلد 3)

سازمان سالم:

فساد جزئی: به افزون خواهی جزئی اشاره دارد که کارکنان دولت بر اثر پایین بودن حقوق و دستمزدشان برای پرداخت هزینه های خود از شهروندان دریافت می کنند.

فساد کلان: توسط آن دسته از مقامات عالی رتبه ی دولت صورت می گیرد که زمنیه ی انعقاد قراردادهای دولتی بزرگ را فراهم می کنند. (ص86،  جلد 3)

سازمان مجازی:

سازمانی است که با بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات و با استفاده از راهبرد برون سپاری و به منظور پاسخگویی به فرصت بازار به تولید کالا و یارانه خدمتی می پردازد و این سازمان بر ایده شراکت در صورت لزوم استوار است. (ص113،  جلد 3)

 

سازمان خرد گرا:

سازمان فرد گرا با شجاعت درستکاری و اعتماد به تصمیمات استراتژیک خود، اجازه می دهد تحت تاثیر همه ی شکل های  دانش اعم از عینی یا ذهنی، انتزاعی یا خلاق، عمل گرا یا شهودی قرار بگیرد. (ص188،  جلد 3)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جملات ناب چهره های نوظهور سازمان در قرن بیست ویکم

جلد چهار

سازمان متعالی:

تعالی سازمان یک برداشت نظری و تئوریک نیست بلکه به دست اوردن و ارائه ی نتایج ملموس و قابل مشاهده ای است که مبتنی بر شواهد بوده، پایداری و دوام داشته باشد.      ( ص 7 جلد 4)

سازمان آینده گرا:

مدیران آینده هستند که با استراتژی سازی، مدیریت تغییرات مدیریت بین فرهنگی و ایجاد برند رهبری سکان سازمان های آینده گرا را در دست دارند. (ص60،  جلد 4)

 

سازمان روایت گر :

داشتان ابزاری ارزشمند برای تعاملات درون سازمانی خصوصاً در زمان انجام تغییرات بوده و مانند پلی بین کارمندان و کارفرمایان عمل می نماید. سازمان ها بطور مدام در محیط متلاطم و متغیر فعالیت می کنند. (ص70،  جلد 4)

سازمان اعتماد ساز:

به موجب نظریه ی مبادله، افراد روابطشان را با دیگران بر مبنای اعتماد شکل می دهند لیکن تصمیم آن ها در خصوص و با توسعه ی آن رابطه، ارتباط مستقیمی با شود حاصل از آن رابطه دارد. (ص131،  جلد 4)

سازمان کارآفرین:

سازمان ها برای بقای خود و کسب موقعیت رقابتی به افکار و اندیشه های جدید نیاز دارند. افکار و اندیشه های جدید همچون خون تازه ای است که در رگ  های سازمان به جریان در می آید و سازمان را از مرگ و نیستی نجات می دهد. (ص159،  جلد 4)

سازمان کل گرا:

همه چیز انرژی و انرژی همه چیز است و همه چیز نوعی موج  است و در این میان انسان ها در ظرف کیهان به گونه ای قرار دارند که اتفاقات از آن ها می گذرند و هر لحظه در معرض همه ی وقایع هستند. همه ی جهان در انسان جاری است. پس کل در جز دیده می شود. (ص192،  جلد 4)      

 


روش نگارش یک مقاله علمی-پژوهشی

روش نگارش یک مقاله علمی-پژوهشی

نویسنده: آرش حبیبی

منبع: پایگاه مقاله پارس مدیر

 

مقدمه

جهت نگارش یک مقاله علمی-پژوهشی و درج آن در مجلات معتبر داخلی یا ISI رعایت برخی نکات الزامی است. پژوهش علمی را با روش صحیح پژوهش می شناسند و بخاطر داشته باشید همیشه روش پژوهش از موضوع پژوهش مهمتر است. بهترین موضوع اگر با روش صحیح مورد پژوهش قرار نگیرد و با روش صحیح نگارش نشود فاقد هرگونه اعتبار و ارزش علمی است.

اصطلاحی به نام In The Bin در جوامع آکادمیک رایج است که به معنای "بدرد سطل زباله می خورد" است. این اصطلاح به مقالاتی گفته می شود که در آنها اصول پژوهش و نگارش علمی رعایت نشده است و به هنگام داوری بدون آنکه موضوع پژوهش مطالعه شود مستقیماً درون سطل زباله انداخته می شود.

 

ویژگی های اصلی مقاله علمی-پژوهشی

اولین گام در تهیه یک مقاله علمی-پژوهشی انتخاب موضوعی است که چیزی به علم اضافه کند. یک پژوهشگر تازه کار ممکن است تصور کند یک موضوع با اهمیت در زمینه مدیریت مانند TQM یا CRM یا موارد دیگری از این دست یک موضوع بسیار علمی و قابل توجه است. بنابراین مطالعات گسترده در این زمینه و استفاده از چندین و چند منبع داخلی و خارج، تلخیص، مقایسه و ارزیابی و نتیجه گیری از این منابع یک پژوهش کامل و جدید را شکل می دهد اما این بزرگترین اشتباهی است که برای نگارش یک مقاله علمی-پژوهشی بدان دچار می شوید. انتخاب یک موضوع بزرگ و گسترده از عهده یک مقاله خارج است و انتخاب یک موضوع گسترده برای یک مقاله اشتباه است.

اشتباه بزرگ دوم این است که به چنین مقالاتی Review گفته می شود و فاقد ارزش علمی است. گردآوری آثار و نتایج مولفین دیگر و درکنار هم قرار دادن آنها مجموعا ادبیات پژوهش یک مقاله علمی-پژوهشی را تشکیل می دهد. پس از انتخاب یک موضوع مناسب سپس باید به گردآوری آثار و نتایج مولفین داخلی و خارجی در زمینه موضوع منتخب بپردازید. به این ترتیب ادبیات پژوهش شما شکل می گیرد. مهمترین ویژگی و ارزش هر پژوهش علمی اتکای آن بر اطلاعات دست اول است که در روند انجام پژوهش بدست می آید.

 

بخشهای یک مقاله علمی-پژوهشی

• بخش اول: چکیده

صفحه اول به ترتیب شامل عنوان، نام مولف یا مولفین، چکیده و واژگان کلیدی است.

عنوان را در خط اول درج کنید. معمولاً عنوان را با یک فونت Bold و اندازه بزرگتر از سایر فونت های متن می نویسند.

نام نویسنده را با یک پاورقی همراه کنید. در پاورقی باید آدرس الکترونیک نویسنده ذکر شود تا خوانندگان مقاله در صورت نیاز بتوانند با نویسنده ارتباط برقرار کنند. نوشتن سمت یا ویژگیهای بارز علمی نویسنده در پاورقی نیز مرسوم است.

چکیده یا Abstract در هشت تا ده خط که معمولا در دو پاراگراف تهیه می شود باید بیانگر سیر کاملی از مقاله باشد.

واژکان کلیدی یا KeyWords سه تا شش کلمه اصلی مورد استفاده در مقاله اصلی است و معمولا به صورت Italic نوشته می شود.

• بخش دوم: مقدمه

بهتر است مقدمه در یک صفحه تهیه شود. در پاراگراف اول مقدمه ابتدا به شرح و بیان مسالخ پژوهش بپردازید. در پاراگراف دوم اهیمت و ارزش موضوع را شرح دهید. در پارارگراف سوم اهداف خود را توضیح دهید. در نهایت در پاراگراف آخر توضیح دهید خواننده در مقاله با چه موضوعاتی مواجه خواهد شد اما نتیجه گیری از مباحث به عمل نیاورید.

° ادبیات پژوهش

در این بخش براساس مطالعات گذشته، مبانی نظری پژوهش بیان می شود. منظور از مبانی نظری ارائه تعاریف و مفاهیم بکار رفته در پژوهش به صورت روشن است و باید براساس مطالعات معتبر قبلی صورت گیرد. در بخش دوم ادبیات پژوهش به ارائه مطالعات مشابه که قبلاً توسط پژوهشگران دیگر صورت گرفته پرداخته می شود. نظر به تاکید جوامع علمی بر اطلاعات دست اول در حال حاضر بسیار مقاله ها از ارائه ادبیات پژوهش به صورت مستقل پرهیز می کنند و تنها به ارائه کلیاتی از پژوهش انجام گرفته پیشین در بخش مقدمه اکتفا می شود.

• بخش سوم: روش تحقیق

در این بخش نوع پژوهش براساس هدف و ماهیت معرفی می شود. همچنین نحوه گردآوری داده ها بیان می شود. معمولا پژوهش های علمی از روش های مطالعه میدانی و کتابخانه ای برای گردآوری داده ها و اطلاعات استفاده می کنند. همینطور جامعه آماری و در صورت لزوم نمونه آماری معرفی می شوند. سپس گزاره های پژوهش ( فرضیه ها یا سوالات ) ارائه می گردد. همچنین آزمونهای آماری مورد استفاده و نرم افزار تجزیه و تحلیل داده ها نیز معرفی می شود. به بحث مقدمه ای بر روش تحقیق رجوع کنید.

• بخش چهارم: تجزیه و تحلیل داده ها

در این قسمت براساس داده های بدست آمده و با توجه به روشهای آماری مناسب به تجزیه و تحلیل داده ها و ازمون فرضیه های پژوهش پرداخته می شود. معمولا برای افزایش دقت محاسبات نرم افزارهای آماری مانند SPSS بکار گرفته می شود. این تحلیل اساس یک پژوهش علمی است.

• بخش پنجم: خلاصه و نتیجه گیری

هر مقاله باید باید با خلاصه و نتیجه گیری دقیق و صحیحی از گامها و دستاوردهای پژوهش همراه باشد. بعضی مواقع خلاصه را همراه با بیان محدودیت ها و پیشنهادهائی برای محققین دیگر همراه می کنند.

• صفحه آخر: منابع و مآخذ

در نهایت باید منابع و مآخذ مورد استفاده را به ترتیب براساس منابع فارسی و لاتین مرتب کنید. هر مجله یا کنفرانس استاندارهای خود را درنحوه درج منابع دارد. یک روش استانداررد برای درج منبع روش APA است. این واژه مخفف عبارت American Psychological Association است که توسط انجمن روانشناسی آمریکا ارائه شد. براساس این روش برای ارجاع یک بخش از متن به منبع آن از ( نام نویسنده، سال : شماره صفحه ) استفاده می شود برای نمونه (حبیبی، 1389 : 56). سپس در صفحه فهرست منابع و مآخذ به روش زیر عمل می شود:

- اگر کتاب باشد: نام خانوادگی، نام (سال)، نام کتاب، محل نشر: ناشر

- اگر مقاله باشد: نام خانوادگی، نام (سال)، نام مقاله، نام نشریه، شماره نشریه، شماره صفحات

دانلود فایل فهرست نویسی به روش APA

• پیوست ها و توضیحات

در صورت لزوم کارهای آماری، پرسشنامه یا سایر توضیحات را می توانید در قالب پیوست ها به مقاله خود اضافه کنید. این کار ارزش علمی مقاله را بیشتر می کند.

 

روش نگارش صحیح یک مقاله علمی

1- اولین نکته در تهیه یک مقاله استفاده صحیح از نوع، اندازه و سبک Font یا قلمی است که نشریه یا کنفرانس مورد نظر ارائه کرده است. برای این کار باید با مقدمات تایپ در برنامه واژه پرداز word 2003 یا نسخه های بالاتر آشنا باشید. به آموزش ICDL رجوع کنید.

2- به هیچ وجه از فاعل اول شخص یا فعل اول شخص استفاده نکنید. برای نمونه از جملاتی مانند "به نظر من" کاملا اجتناب کنید. بیان جمله از سوی اول شخص تنها برای صاحبنظران و اساتید بالارتبه قابل استفاده است.

3- در متن فارسی به هیچ وجه از واژگان لاتین استفاده نکنید. اگر یک واژه لاتین کلیدی استفاده شده باید به صورت پاورقی در انتهای صفحه زیرنویس شود. همچنین نام های خارجی مورد استفاده در متن باید زیرنویس شوند تا خواننده در تلفظ آن نامها دچار ایراد نشود.

4- برای استفاده از علائم نگارشی مانند . ، : ؛ و سایر موارد دقت کنید حتما این علائم چسبیده به کلمه قبلی و یک خط فاصله یا Space با کلمه بعدی فاصله داشته باشند. برای نمونه به علامت گذاری در متن این مقاله توجه کنید.

5- استفاده از هرگونه کادر یا تزئینات اینچنین در صفحه اول یا سایر صفحات مقاله اکیدا ممنوع است.

6- خط اول هر پاراگراف باید 0.5 سانتی متر از ابتدای خط فاصله داشته باشد. به آموزش ICDL رجوع کنید.

7- متن مقاله به جز عنوان و نام نویسنده باید به صورت Justified و Right-to-Left مرتبط شده باشد. به آموزش ICDL رجوع کنید.

8- شماره صفحات در قسمت وسط پائین صفحه درج شود.

 

منابع

فارسی

1- آذر، عادل(1383). آمار و کاربرد آن در مدیریت، انتشارات سمت، تهران، چاپ سوم
2- بازرگان، ع (1376). روش­های تحقیق در علوم رفتاری، انتشارت آگاه، تهران
3- حافظ­نیا، م، ر(1382). مقدمه­ای بر روش تحقیق در علوم انسانی، انتشارات سمت، تهران، چاپ هشتم
4- خاکی، غ، ر(1378). روش تحقیق با رویکردی به پایان نامه نویسی، کانون فرهنگی انتشارات داریت، تهران، چاپ دوم
5- دواس،دی،ای.(1383). پیمایش در تحقیقات اجتماعی، (نائینی.ه، مترجم) تهران: نشر نی (تاریخ انتشار به زبان اصلی:1991)
6- ساروخانی، ب (1382). روشهای تحقیق در علوم اجتماعی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اقتصادی، تهران، چاپ هشتم
7- سرمد، زهره و دیگران(1378). روش های تحقیق در علوم رفتاری، انتشارات آگاه، تهران، چاپ دوم

لاتین

1- Elliott, A.C., & Woodward, W.A. (2006) Statistical Analysis Quick Reference Guidebook, Sage.
2- Keppel, G. & Wickens, T.D. (2004). Design and Analysis: A Researcher’s Handbook (4th Ed.), Pearson Prentice Hall.
3- Moher D, Dulberg CS, Wells GA. Statistical power, sample size, and their reporting in randomized controlled trials. JAMA. 1994;272:122-124.
4- Moore, D. and McCabe, G. (2006). Introduction to the Practice of Statistics, Fourth Edition, New York: WH Freeman & Co.
5- Sin, leo.y.m et al.(2005), Conceptualization and scale development, European Journal of Marketing,39(September), 1264 – 1290.
6- Churchill, G.A. Jr (1979), “A paradigm for developing better measures of marketing constructs”, Journal of Marketing Research, Vol. 16 No. 1, pp. 64-73

 


جملات معروف ، بزرگان مدیریت

در این قسمت جملات معروف ، بزرگان مدیریت رو می تونید بخونید.امیدوارم تو زندگی به دردتون بخوره

1.  مدیران اثربخش در زمان حال زندگی می‌کنند اما همیشه به فکر آینده هستند.
2.  هنر مدیر تبدیل مشکلات به فرصت‌هاست.
3. رمز موفقیت مدیر در شکار فرصت‌هاست.
4. مدیریت یعنی کارکردن از طریق دیگران با هنر انجام دادن کارها از طریق آنان.
5.  موفق‌ترین مدیران کسانی هستند که تا وقتی «قدیمی» خوب است از آن استفاده می‌کنند و به محض این که «جدید» بهتر شد آنرا در اختیار می‌گیرند.
6.  هنر مدیر تبدیل مشکلات به فرصت‌هاست.
7.  موفقیت نتیجه ی قضاوت صحیح است، قضاوت درست از تجربه ناشی می شود، و تجربه غالبا چیزی جز قضاوت غلط نیست!  رابینز
8.  درست انجام دادن کارها ، کارائی و انجام کارهای درست اثربخشی می باشد. پیتر دراکر
9.  مسائل را در همان سطح آگاهی که به وجود آمده است نمی توان حل کرد. آلبرت انیشتین
10.  همیشه با ضرب طبل خودتان حرکت کنید. مهم نیست که صدای آن چقدر ضعیف یا دور باشد.  هنری تورو
11.  این ترس از انتخاب است که قدرت تصمیم گیری ما را گرفته است و باعث نوعی ناتوانی در تصمیم گیری می شود. جانسون، اسپنسر
12.  اولین چیزی که قبل از وارد شدن به هر مذاکره ای باید در مورد آن تصمیم بگیرید این است که اگر طرف مقابل به شما نه گفت چه کار باید بکنید. ارنست بوین
13.  مشتری مداری 2 اصل دارد:
اصل اول: همیشه حق با مشتری است.
اصل دوم: زمانی که شک دارید که آیا حق با مشتری است یا نه، به اصل اول مراجعه نمائید.
برایان تریسی
14.  بحران های بزرگ، مردان بزرگ به وجود می آورد. کندی
 خوب، دشمن شماره 1 بهترین است. کاوی، استفان
15.  خلاقیت یعنی یک درصد الهام و ۹۹ درصد عرق ریختن. ادیسون
16.  بزرگترین خطر هنگام به وجود آمدن تغییرات، خود تغییرات نیستند بلکه عمل کردن با منطق دیروز است. دراکر، پیتر
17.  آدمی ساخته افکار خویش است، فردا همانی می شود که امروز می‌اندیشیده است. بیکن، فرانسیس
18. بدترین و خطرناک ترین کلمات این است: همه این جوری اند. تولستوی
19.  هنر بازاریابی امروز< فروش یخچال به اسکیمو نیست> بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.
20.  مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بی‌واسطه با آن‌ها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم می‌توان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.
21.  هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینهء خشنود نگه‌داشتن مشتریان کنونی است.
22.  اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آن‌هایی که در اطرافش گرد آمده‌اند بنگریم.
23.  اگر میزان تحولات خارج از سازمان شما بیش از میزان رشد داخل سازمان باشد، در این صورت سقوط سازمان حتمی است.
24.  قبل از آنکه روی یک شاخه بروید همه درخت را نگاه کنید. (کتاب چگونه تصمیم های بزرگ بگیریم )
25.  اگر با یک تاریکی مواجه شدید آن را لعن و نفرین نکنید، بلکه سعی کنید شمعی روشن کنید تا قسمت کوچکی از آن تاریکی را روشن کرده باشید.  کنفوسیوس
26. کارگزارانت را بیازما و سپس بکار گمار، چرا که انتصاب بدون مشورت و آزمایش موجب پشیمانی خواهد بود. امام علی(ع)
27. تفاوت در نظرات منجر به پرسش، و پرسش منجر به حقیقت می‌شود. جفرسون، توماس
28.  بیسوادان سده 21 کسانی نیستند که نمی‌توانند بخوانند و بنویسند، بلکه کسانی‌اند که نمی‌توانند بیاموزند، آموخته‌های کهنه را دور بریزند، و دوباره بیاموزند. تافلر، الوین
29. تمام ترس ها از نادانی نشأت می‌گیرد. امام حسن(ع)
30.  اسباب ریاست تحمل است و بلند نظری. امام علی (ع)
31.  فروشنده موفق، دو برابر مدتی که حرف می زند گوش می کند. تریسی، برایان
32. هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید، زیرا این راه تنها به همان جائی می رسد که دیگران رسیده اند. گراهام بل
33.  روش های ساده تر را اگر مؤثرند هرگز به روش های پیچیده تبدیل نکنید. من هایم، کارل
34.  اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.
35.  انسانها بزرگ به دنیا نمی آیند، بلکه در دنیا بزرگ می شوند.
36.  فراموش نکن، قطاری که از ریل خارج شده است، ممکن است آزاد باشد اما راه به جایی نخواهد برد!!!
37.  کسی که در انتظار زمان نشسته است، آنرا از دست خواهد داد.
38.  کسی که به امید شانس نشسته باشد، سالها پیش مرده است.
39.  افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را به گونه ای متفاوت انجام می دهند.
40.  هزار بار آزمایشی که در اختراع لامپ انجام دادم و نتیجه ای نگرفتم را هرگز به عنوان شکست تلقی نکردم زیرا هزار و یکمین آزمایش در موفقیت را به روی من گشود. ادیسون
41.  هر شکست لااقل این فایده را دارد که انسان یکی از راه هایی را که به شکست خوردن منتهی می شود را می شناسد. لاورنس
42.  پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی. مهاتما گاندی
 
43. تاریکترین ساعت تنها 60 دقیقه دارد. انیشتن
44.  بزرگی در احترام داشتن نیست، بلکه در شایستگی داشتن است. ارسطو
45.  هر جا که هستید، همانجا نقطه آغاز است. اندرومتیوس
46.  پیروزی نسیب افرادی است که بیش از همه استقامت دارند. ناپلئون
47. آدم های بزرگ شکست های بزرگ می خورند ولی آدم های بزرگ یک شکست را دو بار تکرار نمی کنند. 
48. توی مدرسه هر سوالی را که در امتحان هایم درست جواب می دادم ، بعدأ می فهمیدم که کاملأ غلط بوده. این اتفاق بعدها در زندگی ام هم ادامه یافت. هـر وقـت فکر کردم درست رفتار کرده ام ، دیدم یک جای کار اشتباه بود.        « ارنست همینگوی »
49. زندگی همین تلاشها و امتحانها و اشتباهات است . و تجربیاتی که شاید بدرد هیچ وقتی نخورند .
50. Experience is like a comb that life gives you when you are bald
51. هر کاری را که انجام می دهی آن را به بهترین نحـو انجام بده حتی اگر آن کار دیوانگی باشد.      ( بالزاک )
52. مهم اینست که احساس کنی داری کار درست انجام می دهی و حس کنی داری زندگی می کنی .
53. عـلم می تواند چرک لباست را پاک کـند ولی آیا عـلم می تواند چرک دلـت را پاک کـند
54. متاسفانه خیلی وقتها آنهایی که علم بیشتر دارند دلهایشان چرک تر است . و از همه ابزار علمی و غیر علمی هوشیارانه برای نابودی دیگران بهره می برند .
55. کسی که کار نمی کند ، اشتباه نمی کند و کسی که اشتباه نمی کند ، چیزی فرا نمی گیرد.  « لوکاپاچیولو »
56. افرادی هستند که یک گلدان گل از طبقه پنجم بر سر شما می اندازند و بعد می گویند : می خواستم گل سرخ به شما هدیه بدهــم.
57. و باز باید این جمله را تکرار کنم که  بعضی ها همان هنگام که به تو می گویند دوستت دارم در ذهنشان طناب دارت را می بافند .
58. مردم چیزی را که ندانند دشمن آنند
59. بعضی از مردم بیشتر از اینکه قهرمان را دوست داشته باشند ؛ دوست دارند شاهد شکست قهرمان باشند
60. 
A successful man is the one who can lay a firm foundation by the stones thrown at him.
61. و سنگها  در حال پرتاب شدن  یا بهتر بگویم باریدن است.
62. و یک شاخه گل تقدیم به پرتاب کنندگان سنگ !!!
63. اجرا بزرگ‌ترین مسالهء مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگ‌ترین مانع موفقیت و بیش‌تر ناکامی‌هایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته می‌شود.
64.  شرکت‌هایی که برای کارهای درست وقف شده‌اند و برای مسوولیت‌های اجتماعی خود تعهدنامه‌ای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آن‌ها‌یی هستند که این کارها را نمی‌کنند. …
65.  به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایده‌های استراتژیک روی آورید.
66. در بازاریابی نوین )بازاردانی(به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.
67.  رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.
68. انسان در بازی گاهی می‌برد و گاهی چیز یاد می‌گیرد.
69.  هنر بازاریابی امروز< ,فروش یخچای به اسکیمو نیست,> بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.
70.  مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بی‌واسطه با آن‌ها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم می‌توان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.
71.  مسیر ناهموار تحوی باید به‌کوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحوی چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.
72.  به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجات‌یافته است.
73.  دنیا را دوگونه می‌توان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)
74.  می‌توان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,‌اما بدون عشق به مردم نمی‌توان آن‌ها را مدیریت کرد.
75.  مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران.
76.  موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست می‌شود.
77.  برای پیروزی ابلیس, کافی است آدم‌های خوب دست روی دست بگذارند.
78.  هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینهء خشنود نگه‌داشتن مشتریان کنونی است.
79.  هر کس می‌تواند سررشتهء کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد.
80.  مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمی‌توانید درون او را بشناسید.
81.  توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموخته‌ها, بزرگ‌ترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان می‌گذارد.
82.  اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آن‌هایی که در اطرافش گرد آمده‌اند بنگریم.
83.  اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد.
84.  بیش‌تر انسان‌ها ترجیح می‌دهند بمیرند اما فکر نکنند, خیلی‌ها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح می‌دهند.
85.  مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویین‌تن شدن, به همکاران خود اعتماد کند.
86.  تمایز یک محصوی باید در راستای ذهنیت مصرف‌کننده صورت گیرد, نه مخالف آن.
87.  در طوی تاریخ بیش‌تر کامیابی در دست‌یابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است.
88. در بیش‌تر موارد, کشورهای فقیر از نظر دارایی‌ها ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمی‌توان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد.
89.  آن‌هایی که از جای خود می‌جنبند, گاهی می‌بازند و آن‌هایی که نمی‌جنبند, همیشه می‌بازند.
90.  اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست.
 
91.  مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهره‌مندی از انسان‌ها فرهیخته می‌دانند.
92.  حداکثر شادی و خشنودی انسان‌ها زمانی به دست می‌آید که در شغل هم‌راستا با شخصیت (هوشمندی)خود, به کار گمارده شوند.
93.  نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بی‌همتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید.
94.   مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را می‌پذیرند, بلکه بر این تفاوت‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد, تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است.
95.   زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم.
96.  نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگ‌آور.
97.  به کارکنانتان بگویید هیچ‌گاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند; اما اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند.
98.  صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است.
99.  هرگاه در بازی شطرنج در حای باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی می‌کنم صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکت‌های احمقانه‌ای که انجام داده‌ام پی می‌برم.
100.  دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد.
101.  اگر می‌خواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کنید.
102.  جلسه‌ای که خوب اداره نشود, حاصلی جز اتلاف زمان ندارد.
103.  بهترین راه پیش‌بینی آینده, ساختن آن است.
104.  یک مشتری خشنود, رضایتش را به سه نفر می‌گوید, اما یک مشتری ناخشنود ۲۰ نفر را باخبر می‌کند.
105.  کسی را سرزنش نکنید, به جای بحث دربارهء این‌که چه کسی باعث وقفه در پیشرفت است, در مورد این‌که چه چیز مانع پیشرفت است بحث کنید.
106.  زمانی دست از کار بکشید که کار شما انجام شده باشد, نه آنگاه که خسته شده‌اید

 


خط مشی

خط مشی

پیشگفتار :
تعریف خط مشی
معنای لغوی خط مشی ( policy )، اساسنامه، مرام نامه، روش و رویه است. اولین واژه ای که ازpolicy به ذهن می رسد politics به معنای " سیاست " است. اما گاه معنای یک واژه مستقیماً از خود کلمه استنباط نمی شود، مثل واژه " انگیزه " که اغلب درمدیریت به جای هدف، قصد وعزم به کار می رود اما درعربی به معنای محرک بوده و در درون آن " حرکت " نهفته است...


" خط مشی گذاری " ازیک دیدگاه معادل " تصمیم گیری " است یعنی می توان آن را نوعی تصمیم گیری دانست زیرا هنگامی که خط مشی تعیین می شود درهمان جایگاه تصمیمی اتخاذ شده است. با این تفاوت که خط مشی نسبت به تصمیمات موردی و ثانویه، بالاتر و اساسی تر است. بنابراین خط مشی ترسیم می شود و سپس تصمیمات با رعایت موازین پیش بینی شده درخط مشی اتخاذ می شود.
سازمان یا جامعه برای تداوم حیات بایدازموقعیتهایی عبور کند وازموقعیت موجود به موقعیت مطلوب برسد اما قبل از اینکه امکانات و توان رسیدن به موقعیت مطلوب مطرح شود اصول اساسی انتقال ازموقعیت موجود به موقعیت مطلوب مطرح می شود؛ پس خط مشی قاعده و اصول کلی و لازم برای اقدامات و حرکت های برنامه ای مطلوب است.
خط مشی قاعده ای کلی است که باید برقوانین و آیین نامه ها اشراف داشته باشد. برای مثال قانون اساسی نسبت به قوانین عادی جنبه خط مشی دارد وهیچ قانونی نباید مغایروناقض قانون اساسی باشد. پرسشی که دراینجا مطرح میشود، این است که قاعده کلی خط مشی از کجا سرچشمه می گیرد؟
در پاسخ باید گفت، خط مشی آیینه افکار وگرایش ها ی اعضای یک بافت اجتماعی( گروه )است. یعنی مجموع افکار گروه تبدیل به یک جریان فکری می شود که این جریان برای خود یک خط مشی تعیین می کند. زمامداران براساس ادراک کافی از مصالح عمومی، خطوط کلی و قواعد اصلی تصمیمات را ترسیم می کنند. از اینجا لزوم همسویی زمامداران با مخاطبان خط مشی ها مطرح می شود. ضروری است بین زمامداران و مردم فصول مشترکی وجود داشته باشد تا لزوم حمایت از یکدیگر را درک کنند.
فرد چه به عنوان عضو عادی و چه به عنوان پیشوای جامعه یا سازمان درپدید آمدن خط مشی به طورمستقیم یا غیرمستقیم دخالت دارد وامرخط مشی گذاری مبتنی برآگاهی فرد- چه در موقعیت رهبر چه درموقعیت رهرو- است. همچنین فرد با جایگاهی که داراست دربروزفعل وانفعالات یا حرکتهای جدید نقش هایی را ایفا می نماید که به گونه ای مؤثر بر خط مشی یا متأثر ازآن است.
اکنون با این مقدمه به بررسی "خط مشی و کنترل فرایند" می پردازیم.

خط مشی و کنترل فرایند ورابطه بودجه وطرح وبرنامه با تصمیم گیری دولتی:
تصمیم نهایی وخط مشی نهایی برمینای میزان اعتبار وقابلیت اجرای طرح اتخاذ می شود ومتناسب بودن پشتوانه مالی و قابلیت اجرای طرح درعمل بررسی می گردد.
بودجه بندی وجریان تخصیص پول واعتبار به طرح های اجرایی دردستگاههای دولتی تا حدود زیادی تحت تأثیر خط مشی های دولت است. دراین تخصیص، براساس اولویت ها ونیازدستگاه ها اعتبارمالی تأمین می شود. هرچه طرح گسترده ترباشد، تأمین اعتبارنیزباید بیشترباشد. برآورد وتنظیم بودجه دراتخاذ تصمیم مهم وحیاتی است. بودجه بندی دولتی، تنها برآورد ساده ارقام واعداد نیست بلکه نشأت گرفته ازخط مشی های سیاسی دولت است واین خط مشی هاست که در جریان تخصیص پول واعتبار به طرح های اجرایی را شکل می بخشد. چگونگی تخصیص اعتبارات بر اساس اولویت ها مفهوم تصمیم گیری داشته، بیانگرخط مشی مالی واعتباری دولت درسطح کلان است.

بررسی عوامل مداخله گر درخط مشی گذاری:
سازمانها ابتدا اهدافی را درنظرگرفته، برای تحقق آن اهداف، خط مشی گذاری می کنند و سپس درمجموعه مخاطب " مداخله " می نمایند. " مداخله کننده " براساس یک نوع خط مشی مشخص به مداخله می پردازد. تاریخ گذشته حاکی ازدامنه وسیع مداخلات درسطح وسیع کشوری و دولتی است. معمولا مداخله با هدف تغییر درسیستم مخاطب صورت می گرفته است. تغییربه وجود آمده درسیستم مخاطب از سوی سیستم مداخله گرتأثیرقدرت تلقی میشود. از نظر خط مشی گذار، مداخله امری قهری و مبتنی بر قدرت سازمانها و جوامع است. خط مشی گذاران از دیرباز با بهره گیری ازحربه های غیر قهری و مسالمت آمیز تجاری و سیاسی قصد تحقق اهداف خود را داشته اند. کشورهایی که قصد مداخله داشته اند برای تحقق هدف مداخله، تجارت مسالمت آمیز را با سلطه غیررسمی ملازم قرار داده اند. ابزار رسانه یکی از ابزارهای مؤثر برای ارتباط با افکار عمومی و تحقق سیاست ها درجهت اهداف است. از دیر بازاز امکانات داد و ستد و مبادله درحوزه فرهنگ و ادب استفاده می شده و علا وه بر آن هدف تسلط یا سلطه به صورت آشکار و صریح تعقیب می شده است. اما تجربه تاریخی نشان داده است که بهترین وسیله سلطه به صورت عادی و مسالمت آمیزمبادلات تجاری و دادوستدها بوده است. درحال حاضرنیزاصل مداخله مورد تأکید است و رفته رفته مداخله اشکال متفاوتی به خود گرفته، دامنه آن وسیع تر می شود به طوری که محمل تجارت در مقیاس های بزرگ، موجبات سلطه آشکار و نهفته را فراهم نموده است.
مداخله اصطلا حی علمی است و می تواند بیرونی یا درونی و منفی یا مثبت باشد( البته دراصطلاح عرفی، بیشتر بارمنفی داشته، معنی دخالت ازآن استنباط می شود.) مداخله چون قطعیت دارد، درمدیریت به عنوان یک قانون تلقی شده است به هرجهت سازمان هیچگاه گریزازمداخله ندارد و به نحوی تحت تأثیرآن است.
امروزه مراودات گسترده ومتنوع اجتماعی زمینه مساعدی برای " مداخله گری " درجوامع گوناگون فراهم کرده است. برای مثال تحمیل و ترویج الگوی مصرف وعوارض آن چیزی جزمداخله نیست و رسانه ها دراین میان نقش کلیدی دارند. این گونه الگوهای متنوع و پرهیجان و غالبا ًغیرضروری زمینه مداخله را از یک منبع به سوی یک سیستم یا خرده سیستم فراهم می کند. در اینجا سیستم مورد مداخله ( سازمان یا جامعه) با یک سری دوگانگی روبه رو می شود یعنی عامل مداخله، زمینه " دوگانگی " سیستمی را درمخاطب به وجود می آورد که مبنای آن یکی از دو عامل زیراست:
الف- ویژگی های درونی سیستم
ب- تأکید مدیریت
ویژگی های درونی سیستم: سازمانها براساس ویژگی های درونی خود مدام درمعرض " بازسازی " قرار میگیرند، یعنی براساس برداشت های مثبت یا منفی ازرویدادها و فعل وانفعالات مربوط، به بازسازی خود میپردازند و این همان یادگیری سازمانی است.
تأکید مدیریت: مدیریت سیستم درپذیرش یا عدم پذیرش عوامل مداخله گردرسیستم نقش حساس ومستقیمی دارد. گاهی اوقات پذیرش یا عدم پذیرش مداخله توسط مدیربه شکلی است که مدیریت می خواهد " مسأله " را تبدیل به
" فرصت" کند، یعنی مدیر با قدرت برداشت و تحلیل خود باعث تغییر جهت مداخله شده، متقابلا ً درکارمداخله گر دخالت می کند. عوامل مداخله را باید از روی تأثیرشان به صورت مثبت یا منفی ارزش گذاری کرد. البته عناصر مداخله گر را نمی توان به طور کامل شمارش کرد. هرعنصر یاعاملی که به نحوی برسیستم تأثیر بگذارد، عامل مداخله است. امکان تقسیم بندی مداخله در دو بخش عمده وجود دارد:
1. عوامل خارجی و بیرونی( عوامل محیطی، قهری، سیاسی و آنچه که مربوط به بیرون سازمان می شود.)
2. عوامل و عناصر درونی و داخلی( عوامل وعناصری که به نظام داخلی سیستم مربوط است.)
سازمان براساس تأثیری که ازاین عوامل می پذیرد، باید خط مشی را بررسی وبازنگری کند. بنابراین بهتراست هر کدام ازآنها را ازنظردرجه تأثیرشان برخط مشی( تأثیر قوی و پایدار یا تأثیر متوسط یا بدون تأثیر) ارزیابی واثر و نتیجه مداخله را بررسی کند.
درعوامل مداخله ما با " چارچوبهای ساختاری " و " چارچوبهای ذهنی " روبه رو هستیم. ساختار یک سازمان در موقع مداخله پذیری یا اعمال مداخله دارای محدودیت است. به ازای تأثیرهرعامل مداخله کننده، چارچوبهای ذهنی درمقابل چارچوبهای ساختاری که حد دارد، مغایرت وعدم تطابق را نشان می دهد و درجه تأثیرعوامل مداخله گرنیز براساس چارچوب ذهنی درمقایسه با چارچوب ساختاری معین می شود.
معمولا ًدریک سازمان، به علت وجود سازمانهای مشابه و رقبا مسأله ملا حظات مورد مطالعه وسیع قرارمی گیرد. رقابت در چهارمحور تجزیه و تحلیل می شود: قدرت، توانایی، اختیار و دیدگاه.
1. قدرت: عامل نشان دهنده برتری و تفوق نسبت به رقیب درجهت دستیابی به هدف مشترک و مشابه است. همچنین قدرت عامل پیشی گرفتن ازسازمان رقیب یا تحمیل شکست به آن ومتقابلا ًعامل مقاومت ودفاع در مواجهه با اراده تحمیل شکست ازسوی سازمان رقیب است. دراین نگرش قدرت درمیان سازمانها عامل مداخله کننده رقابت است که موجب حفظ قدرت وهم اقرایی آن بین رقبا می شود.هم اقرایی قدرت عاملی است که موجب افزایش سطح تولید، قابلیت نفوذ و مقبولیت محیطی یک سازمان درقبال دیگری می شود. به عبارت دیگرهم اقرایی قدرت یعنی اینکه سازمانها با شناخت ازرقیب، خود را قوی و قدرتمند سازند تا ازآن شکست نخورند. در واقع هم اقرایی ازمسایل اصلی درخط مشی گذاری است که باید با مداخله قدرت رقیب درسازمان یا کشورمبنا شکل گیرد.
2. توانایی: آن بخش ازقدرت است که درعمل به کار گرفته می شود. به عبارت دیگرآن مقدارازامکانات وقوایی است که مثمرواقع می شود. دررقابت توانایی هریک ازسازمانها متأثرازتوانایی رقیب تغییرمی یابد.
3. اختیارواقتدار: عبارت است ازتوان مشروع. جایگاه یک سازمان را اقتدارآن تعیین می کند. آنچه باید دراین میان مداخله کند تا سازمان درجایگاه مشروع خودقرار گیرد، تغییردرخط مشی است. عنصر رسانه می تواند دریک ارتباط تعاملی میان رهبر و رهرو، اقتدار رهبر و تبعیت پیرو را تضمین نماید.
4. دیدگاهها: سازمانها برای رسیدن به اهداف وپیشی گرفتن ازرقبا به آگاهی ازدیدگاه آنان نیازدارند. آنچه باعث می شود رقبا به بررسی دیدگاههای یکدیگر بپردازند، مشترک بودن موضوع است. اگرموضوع، واحد و مشترک نباشد، رقابت مفهوم نخواهد داشت. براساس موضوعات مشترک است که دیدگاهها جهت می یابد. رقابت علا وه براینکه جزء مسایل سازمانی است ازامورتعیین کننده ای است که موجب تغییردرخط مشی میشود.
عوامل ذهنی تصمیم سازی:
عوامل ذهنی و روانی تصمیم سازکه بر خط مشی ها تأثیرمی گذارند درافراد مختلف متفاوت است واین امرموجب می شود معمولا ًدرانتخاب راه حل، تصمیم گیرندگان به گونه های مختلف عمل کنند.از نظرذهنی و رفتاری، تصمیم گیرندگان گاهی:
1. اولین راه حل را بهترین راه حل می دانند و به همان اکتفا می کنند. این گونه افراد ازنظرروحی و رفتاری تمایل زیادی به بررسی و بحث و پژوهش ندارند.
2. اولین راه حل را بهترین راه حل نمی دانند و همیشه به اولین راه حل شک می کنند.
3. آخرین راه حل را بدترین و ناقص ترین راه حل می دانند.
با توجه به هریک ازمحورهای ذکرشده نحوه انتخاب راه حل ها وچگونگی خط مشی سازمانها ازنظر رفتاری مشخص می شود که از سویی موجب متمایز شدن آنها ازیکدیگر می گردد.
خط مشی گذاران براساس تأثرشان از نظریه ها دو دسته اند :
1. منفعل هستند وجهت گیری آنان درخط مشی گذاری انفعالی است.
2. خصلت نقد واکتشاف داشته، روش ها و نظریه ها را نقد و تجربیات را بررسی می کنند. معمولا ًسه عنصر الف- شرایط و تسهیلات، ب- کیفیت، ج- کمیت عوامل مداخله گر درخط مشی سازمانها هستند؛ به عبارت دیگر سازمان به موجب قدرت مانوری که روی هریک ازاین عوامل دارد می تواند از رقیب پیشی بگیرد.

نقش سیاستهای پولی ومالی دولت درتعیین خط مشی ها:
دولت برای تقویت ارزش و بنیه مالی واعتباری متناسب با موقعیت های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی سیاستگذاری می کند وبرای این منظورازاین مکانیزم ها استفاده می نماید. سیستم کنترل پولی، نظام مالیاتی، تنظیم طرح های مالی.
1. سیستم کنترل پولی: دراین سیستم بیشتر، حجم پول درگردش و مکانیزم های تقویت قدرت خرید مورد بحث است. ازآنجا که پول وسیله مبادله بوده، حجم آن متناسب با میزان جمعیت وسرعت گردش پول، تعیین کننده قدرت پول است. ضروری است دولت برای تقویت پول متناسب با موقهیتهای مختلف و نوسانات اجتماعی سیاستگذاری کند.
2. نظام مالیاتی: ابزاری برای اعمال سیاستهای تعادلی دولت است. مالیات برعایدات، منبع درآمد عمومی دولت و وضع مالیات مؤثرترین اهرم برای تعادل وتعدیل اقتصادی است.
3. تنظیم طرح های مالی: دراین بخش دولت اساسا ًوسعت فعالیت های درآمدسازاعم ازفعالیتهای تولیدی، تجاری و بازرگانی را با درنظرگرفتن قدرت عمل و میزان اثرهریک ازبنگاههای مولد و نیزدرآمدها وهزینه های هردستگاه، بررسی می کند. دراین ارتباط دو مسأله کمبودهای عمومی و تخمین خسارتها بررسی و طرح های مالی بر اساس آنها تنظیم می شود.

جایگاه سیاستهای رفاهی درامرخط مشی گذاری:
سیاستهای رفاهی زیرمجموعه سیاستهای مالی واقتصادی است که درتصمیم گیری ها وسیاستهای اقتصادی ومالی مورد بررسی وبحث قرارمیگیرد. دراین راستا " تأمین " و" رفاه " جامعه مطرح است وسطوح برخوردار و بهره مندازامکانات به طور قطعی و قهری مورد تحلیل قرار می گیرند.( هدف سیاستهای رفاهی عمومیت یافتن امکانات درکل جامعه است.) بدین منظوراعمال سیاست کنترلی به موازات طرح های رفاهی ازجمله مسایلی است که در سیاستهای کلان اقتصادی ومالی باید مورد ملاحظه قرارگیرد. گفتنی است " کنترل " معمولا ً " نظارت و اصلاح و تغییروانطباق دادن فرایند با استاندارد " معنا می شود.

آمادگی های سازمان ومدیریت درخط مشی گذاری وتصمیم گیری:
اساس وسیاست کلی تحرکات وتصمیمات درواژه ای به نام خط مشی مطرح می شود. خط مشی کلی وفراگیر دربرگیرنده ویژگی های کلی تصمیماتی است که در زیرمجموعه های یک سازمان یا جامعه اتخاذ خواهد شد. درخط مشی کلان موضوعی اساسی مطرح می شود که همه تصمیمات سازمانها و نظام باید درآن چارچوب باشد. به دیگر سخن " خط مشی فراگیر و راهنما و دربرگیرنده همه تصمیمات آینده است." مدیریت معادل تصمیم گیری و خط مشی سازی است. تصمیم گیری درتمام وظایف مدیریت جریان دارد و به این دلیل تصمیم گیری و مدیریت را باید معادل یکدیگر دانست. خط مشی به عنوان یک تصمیم کلان در رأس وظایف مدیریت قراردارد وهریک ازاجزای وظایف مدیریت باید در راستای خط مشی سازمان باشد.

منشا ُ آمادگی ها:
1. ضرورت: عامل " ضرورت " که اولین منشأ آمادگی است موجب خط مشی گذاری و پس ازآن اتخاذ تصمیم درشعاع های سازمانی مختلف می شود. میان جایگاه خط مشی گذار، خودخط مشی و پیامی که ازآن صادر میشود، وجود " تناسب " ضروری است. ضرورت درقالب وظایف مدیریت چون برنامه ریزی، سازماندهی و .... مطرح می شود. اگرمدیریت قابلیت " برنامه ریزی " را نداشته باشد، عملا ً برنامه ریزی صورت نمیگیرد. دامنه ضرورت تا جایی است که یک مدیرلایق نیازمند آشنایی با علوم دیگر می شود، مثل جامعه شناسی و سیاست.
2. اهداف: دومین منشأ آمادگی، " اهداف " است. خط مشی گذاری درعرصه های گوناگون - حقوقی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فنی و ..... - صورت می گیرد. شناخت اهداف خط مشی و برقرار کردن ارتباط میان آنها حاکی ازقابلیت یا آمادگی برای خط مشی گذاری واتخاذ تصمیم است. هرتصمیم هدفی را دنبال می کند وهدف هریک ازاجزای تشکیل دهنده سیستم درجهت " هدف و خط مشی اصل سیستم " است؛ بنابراین مجموعه اهداف اجزای تشکیل دهنده سیستم هدف اصلی را شکل می دهد.
3. مسئولیت: سومین منشأ آمادگی ها " مسئولیت " است. برخورداری ازاختیارات کافی است که انجام مسئولیت را منطقی می سازد. یعنی برای خط مشی گذاری منطقی، اختیار باید متناسب با مسئولیت باشد. به سخن دیگر مسئولیت خط مشی گذار وتصمیم گیرنده باید متناسب با موضوع خط مشی باشد.
4. ایجاد تحول: هرمدیردربرنامه های خود علا وه برحفظ وضع موجود، ایده هایی برای تحول وبهینه شدن سازمان دارد. تحولات موفق هرسازمان،خود معرف یک سلسله انگیزه های عقلا یی است که اگراین انگیزها نباشد تحول به وقوع نخواهد پیوست وبنابراین خط مشی گذار باید درصدد " انگیزه مند ساختن عقلایی و جریان تحول( مدیران میانی) باشد.
5. ادای حقوق: خط مشی باید درادای حقوق موفق باشد وخط مشی گذار باید " اندیشه ای فراخودی " داشته باشد و حوزه های دور ونزدیک سازمان را دریابد. سازمان با محیط دارای فعل وانفعالاتی است و بارحقوقی خط مشی نیزبه همین دلیل است. بنابراین مجموعه را باید شناخت وخط مشی باید قابلیت ادای حقوق جامعه و سازمان های دیگر را داشته باشد. همانگونه که به خوبی مشاهده می شود درتمامی مبانی آمادگی که به آن اشاره شد، نقش ارتباطات و تعاملا ت درون سازمانی بخوبی واضح وآشکار است وباید میان مدیر و کارکنان شبکه ارتباطات وعنصررسانه ای بخوبی تعبیه ومدیریت شود.

نقش چارچوب ها وقوانین درسیاستگذاری رسانه ای:
وضع قانون به معنای اتخاذ " تصمیماتی " است که برای مردم و دستگاه های اجرایی یا قضایی " حق و تکلیف " ایجاد می کند وسایرمقررات ازآن نشأت می گیرد.
بی شک قوانین نقش انکار ناپذیری درسیاستگذاری ارتباطی دارند. قوانین ازآنجا که تا حدودی خط مشی یک دستگاه خبری و رسانه ای را روشن می کنند درعین حال می توانند تا حدودی منشأ ابهام باشند.خصوصأ که قوانین مجریان بیشماری درسراسرکشور دارند که با اندیشه ها وبینش ها وتخصص های متفاوت هرکدام استنباطی خاص از قانون و نحوه ُ اجرای آن دارند. بدیهی است ایجاد هماهنگی بین این برداشتها ودرنهایت ایجادسمت وجهت یکسان، گاهی دشوار ودرمواردی ناممکن است.
یکی ازدلایلی که موجب می شود قوانین مانعی برسرراه خط مشی گذاری وسیاستگذاری رسانه ای واقع شوند کارشناسانه نبودن قوانین وضعف ارتباطات سازمانی دررسانه است. به این صورت که کسانی که به وضع قوانین میپردازندآگاهی کامل ندارند . به عنوان مثال کسانی که به وضع قوانین مطبوعاتی میپردازند نسبت به این مسأله- مسأله آزادی مطبوعات وتعریف دقیق واژه آزادی - آگاهی کافی نداشته باشند وموجب به وجود آمدن مشکلاتی دراین زمینه شوند.
مورد دیگرتفسیرقوانین است. دربرخی موارد واژه ها شاید بار معنایی کافی نداشته باشند واین مسأله بی شک تفسیرقوانین را دچارمشکل می کند. این امربرسیاستگذاری رسانه ای و ارتباطی اثرمی گذارد. زیرا هرکس تفسیر خاص خودش را ازقوانین دارد وهیچ مرجع قابل اطمینانی پیدا نمی شود.
درپایان یادآورمی شویم که سیاستگذاری همانگونه که تحت تأثیرعوامل درون سازمانی است ازعوامل برون سازمانی هم تأثیر می پذیرد. بدون اصلاح این عوامل نمی توانیم به سیاستگذاری مطلوبی دست یابیم. بنابراین بهتراست خط مشی ها، چارچوب ها، تصمیم ها، محدودیت ها وفالب ها و دریک کلا م، قوانین به گونه ای تنظیم شوند که کمترین مشکل را برای تفسیرواجرا داشته باشند.
با وجود قوانین، اصول و خط مشی های روشن و مشخص، سیاستگذاران رسانه ای نیزبهترمی توانند برنامه های خود را تهیه واجرا کنند. ضمن اینکه بازهم یادآورمی شویم که وضع کنندگان قانون وسیاست سازان باید درمورد زمینه وضع قوانین ومقررات اجتماعی اطلاعات کارشناسی داشته باشند وبه دورازجهت گیری های سیاسی به وضع قانون بپردازند تا کارکرد قوانین شکل معکوسی به خود نگیرد.
اگرچنین شود درتعامل مثلث دولت، ملت و نخبگان همکاری معناداری بوجود می آید ودراصل تمامی رسانه ها، استراتژی خود را با ملا حظات منطقی، دلسوزانه و هدفمند دولت و حاکمیت هماهنگ می سازند ودارای کارکردی مؤثردرسایرعرصه ها خواهند بود.
درغیراینصورت، حاکمیت می باید توان زیادی برای هماهنگ سازی رسانه ها صرف نماید ورابطه هم اقرایی رسانه، مردم و دولت دچارخلل وسستی خواهد شد.

منابع و مآخذ:

1- تسلیمی، محمدسعید،" تحلیل فرایندی، خط مشی گذاری و تصمیم گیری"، سمت.
2- الوانی، سیدمهدی،" تصمیم گیری و تعیین خط مشی دولتی"، سمت.
3- بیان، محمد،"تصمیمگیری"، انتشارات کنترولر.
4- وردی نژاد، فریدون،" سیاستگذاری رسانه ای وخبری"، دانشکده خبر ایرن

What is policy?

The word "policy" can be used to cover matters ranging from high order strategy to administrative detail. In DECS, ‘policy' can encompass a position, intention or plan on any issue where the government or the department needs to take action.

Policy can mean:

· The art, study, or practice of government or administration; the conduct of public affairs; political science. [Source: Oxford English Dictionary], or

· A plan of action, usually based on certain principles, decided on by a body or individual, or

· A principle or set of principles on which to base decisions, or

· A course of conduct to be followed [Source: Chambers English Dictionary]
Every one of these separate meanings can apply to our policy work.